خوشحال میشم اگه به وبلاگ من هم سری بزنید و نظر بدین.![]()
آدرسش رو در قسمت وبلاگ دوستان نوشتم.
خوشحال میشم اگه به وبلاگ من هم سری بزنید و نظر بدین.![]()
آدرسش رو در قسمت وبلاگ دوستان نوشتم.
فصل دوم:
تفكر استراتژيكي:
STRATEGIC THINKING
مطمئناً يكي از اين شباهتها ديدگاه اين دو نفر است . بيل گيتس از همان كودكي ، تصوير ذهني از پردازش اطلاعات شخصي در زمان آينده داشت و همين تصوير ذهني به شكل گيري يك صنعت انجاميد. هنگامي كه پيتر جكسون مجذوب كتاب ارباب حلقهها در سن 18 سالگي شد ، منتظر نشد تا روزي اين كتاب را بر صفحهي سينا ببيند ، بلكه 20 سال بعد خودش آن را به فيلم زيباي ارباب حلقهها تبديل كرد.
خصوصيت مشترك ديگر بين اين دو رهبر مبتكر توانايي در نظر گرفتن موقعيتهاي فعلي و پيش بيني آن چه فراي عصر حاضر به وقوع خواهد پيوست، ميباشد، تا بتوانند محيط اطرافشان را به خوبي تحليل كنند. پس «ديدگاه » و «طرحريزي بلند مدت »دو صفت اصلي در تفكر استراتژيك هستند.اين دو ، افراد نابغهاي در تحليل كردن و شكافتن باورها و فرضيات بودند و هر دو افرادي با مهارت در ايجاد يك حس مشترك بين تيمها و افراد سازمانشان بودند.
5 فاکتور مهم برای بهتر فکر کردن:
1-به دنبال الگو بودن در گذر زمان
2-وسعت دید داشتن
3-یافتن عوامل دارای تاثیر متقابل روی یکدیگر
4-درنظر گرفتن کلیدی برای روابط علت و معلولی
5-سازمان دهی فکر با اعتبار دادن به اندیشه"علت و معلول"
تفکر استراتژیکی یک پروسه کاملا جدا از عمل استراتژیکی نیست.به عنوان مثال مهارت ایجاد حس مشترک"common sense" را در یک سازمان دز نظر بگیرید.این مهارت قطعا تفکر استراتژیکی را در بر می گیرد.اما واژه"commom" بیان کننده یک طبیعت اجتماعی است.
این مهارت شامل تاثیر متقابل عمل استراتژیکی وتفکر استراتژیکی است.
عمل استراتژیکی را در فصل بعد توضیح خواهم داد.
دراین قسمت سعی کرده ام با ترجمه و سپس خلاصه کردن کتاب BECOMING A STARATEGIC LEADER
پس از تعریف رهبری استراتژیک ،فاکتورها و عوامل موثربر ایجاد این نوع رهبری را برای دوستان بازگو نمایم.
فصل های مختلف کتاب را تدریجا در اختیار دوستان در وبلاگ قرار خواهم داد.
فصل اول:
رهبری استراتژیک چیست؟
What Is Starategic Leadership?
تصور كنيد كه در مقابل يك ساحل زيبا ايستاده ايد و عبور يك نسيم تازه و انرژي بخش را بر روي صورت خود ، حس ميكنيد و صداي زيباي شكستن امواج هنگام برخورد با موانع را ميشنويد . حال اقيانوسي را در ذهن خود مجسم كرده و درحاليكه در اتاق خود دراز كشيدهايد ، اين تمرين را انجام ميدهيد ، با امواج كوچك شروع ميكنيد ، سپس آن را كمي قدرتمندتر و بزرگتر در حدي كه بتواند كمي شما را بلند كند ، تصور كنيد، البته نه آن قدر بزرگ كه شما را كاملاً پرتاب كند .
حال ميخواهيد شانس خود را با امواج بزرگتر امتحان كنيد . به طرح آب مي رويد امروز باد قوي و امواج قدرتمندند در حدي كه شما را پرتاب ميكند ،دوباره سعي ميكنيد ، اما به محضي كه بلند ميشويد، تعادل خود را از دست ميدهيد و ميافتيد، دوباره و دوباره سعي ميكنيد ، اما موفق نميشويد. شما در پي يافتن مشكل هستيد، اما امواج از روي شما عبور ميكند و روز زيباي شما را به روزي شوم تبديل ميكند. از ساحل باز ميگرديد، در حاليكه نفهميديد، اشتباه از كجا بود اما اميدواريد كه دفعهي بعد به نتيجهي متفاوتي برسيد.
اکنون خود را در محيط كار تصور كنيد، شما ساليان سال سخت كار كردهايد و بعضاً چندين بار ارتقاء گرفتهايد، اما اخيراً دريافتهايد كه در حاليكه سازمان بر مهارتهاي رهبري شما ارزش مينهد ، كسي شما را به عنوان يك رهبر استراتژيك نمي شناسد ، مشكل در استراتژيك نبودن است اما كسي معناي واقعي رهبري استراتژيك را نميداند، درست مانند زماني كه نتوانستيد بفهميد مشكل پرتاب شدنتان به وسيلهي امواج چه بود.
در شرايط امروزي که سازمانها با محيط رقابتي جهاني مواجهند، همواره نياز به تغييرات ريشه اي و خلاقيتهاي کاري احساس مي شود. نيروي رقابتي جهاني، سازمانهاي امروزي را مجبور کرده است که بعد از دهها سال ادامه روشها و رويه هاي کاري ثابت خود، روشهاي کاري جديدي را در پيش گيرند، به گونهاي که ديگر سازمانها داراي ثبات کاري نيستند و از نوعي ثبات نسبي برخوردارند و براي اينکه از قافله عقب نيافتند اکثر اين سازمانها از مهارتهاي مديريت تغيير بهره مي گيرند و با شجاعت و جسارت خاصي سعي در ايجاد تغييرات بنيادي در درون سازمان دارند. در اين ميان مطلبي که بايد مورد توجه قرار گيرد، توجه دائم سازمانها بر رويدادهاي داخلي و خارجي و نظارت بر روندها مي باشد تا بتوانند در زمان مناسب و بر حسب ضرورت در دوره هاي بلند مدت به شيوه اي موفقيت آميز، خود را با شرايط در حال تغيير وفق دهند. در چنين شرايطي استراتژيستهاي سازماني تنها افرادي هستند که ميتوانند مسئوليت موفقيت يا شکست سازمان را بر عهده بگيرند.
رهبري استراتژيک فرايندي است براي اثرگذاري بر موفقيت مطلوب چشم انداز که به وسيله رهبران مورد استفاده قرار مي گيرد و با تأثيرگذاري بر فرهنگ سازماني، تخصيص منابع، هدايت از طريق سياست گذاري و اجماع بر سر محيط جهاني پيچيده، مبهم، غير قابل اطمينان و فرّار که با فرصتها و تهديدها مشخص ميشود، همراه است. اين نوع رهبري شامل نوعي تصميم گيري استراتژيک است که با در نظر گرفتن کليه تمايلات، تفاوتهاي شخصيتي، برنامه ها، ذينفعان سازمان و فرهنگهاي مختلف، تحقق مييابد. برنامههايي که اين رهبران طرحريزي ميکنند بايد عملي بوده، خوشايند و مقبول ذینفعان سازمان و نمايندگيها و شرکاي ملي و بين المللي سازمان قرار گيرند.
از آنجايي که استراتژي به عنوان طرحي کلي براي دستيابي به هدف تعريف مي شود و هدف از آن برقراري ارتباط بين اهداف، روشها و امکانات است، هدف از رهبري استراتژيک تعيين اهداف، انتخاب بهترين روش رسيدن به اين اهداف و استفاده از اثربخشترين امکانات و وسايل است. استراتژي نوعي طرح است و رهبري استراتژيک تفکر و تصميم گيري مورد نياز براي ايجاد يک طرح مؤثر است. مهارتهايي که براي رهبري در سطح استراتژيک مورد نيازند، بسيار پيچيده تر و مبهم تر از مهارتهايي هستند که براي رهبري در سطوح فني و عملياتي مورد استفاده قرار مي گيرند.
به تعبیری دیگر میتوان گفت ، رهبري استراتژيك، پايداري در موفقيت يك سازمان است، در واقع وظيفهي رهبري استراتژيك، چرخاندن و حركت دادن سازمان در بلند مدت است. اين تعريف هم شامل سازمانهاي انتفاعي و هم غير انتفاعي است. رهبري استراتژيك تنها به اين بسته است كه آيا سازمان شما در جستجو و دستيابي به مجموعهاي از قابليتها و استعدادهاي پايدار هست يا نه تا بتواند پيروزي خود را در بلند مدت تضمين كند.
در انتها باید خاطر نشان کرد که موفقیت شما به عنوان یک رهبر استراتژیک ،تنها با بالا بردن تواناییهای رهبری بدست نمی آید،بلکه یک رهبر استراتزیک قوی بودن نیازمند تمرکز بر روی دیگر افراد سازمان به اندازه -اگر بیشتر از خودتان نباشد-خودتان است، زیرا ایجاد و پایدار نگه داشتن امتیازات در یک سازمان از پیچیده تراز آن است که از عهده یک نفر به تنها یی برآید. این پیچیدگی به دلیل وجود اطلاعات زیاد ودر عین حال متنوع و نیز فرآیند دشوار تصمیم گیری است.
ادامه مطالب که شامل تعریف خصوصیات رهبری استراتزیک میباشد،در فصول بعد در اختیار دوستان قرار می گیرد.