محیط  وفرهنگ سازمانی                                                                             قسمت دوم

-------------------------------------

فرهنگ سازمانی

 

 تعريف فرهنگ سازماني از ديدگاه كوئين

فرهنگ سازماني عبارت است از ارزشهاي اصلي، مفروضات، تفسيرات در رويكرد‌هايي كه ويژگيهاي يك سازمان را مشخص مي‌كند که در 4 گونه فرهنگ سازماني نمايان مي‌شود. اين چهار گونه شامل قومي، ويژه سالاري و بازار، سلسله مراتب مي‌باشند (كوئين، 1999، ص 28).

 گونه شناسی فرهنگ سازماني از ديدگاه نظريه پردازان

  گونه شناسي هريسون/هندي

در سال 1978 هندي، ايده‌هاي هريسون را به كار گرفت و 4 گونه فرهنگ را در اشكال ساده  توصيف كرد. او به جاي فرهنگهاي حمايتي و موفقيتي كه هريسون شناسايي كرده بود، فرهنگهاي وظيفه و شخص را به كار برد.

فرهنگ قدرت (تارعنكبوتي)

فرهنگ نقش (معبد يوناني)

فرهنگ وظيفه (شبكه‌اي)

فرهنگ شخص (خوشه‌‌اي)

   ديدگاه شاين

شاين سه نوع فرهنگ مديريتي را بيان مي‌كند اين فرهنگ‌ها عبارتند از :

متصديان (فرهنگ متصدي): گروهي كه به نوعي با ما كار مي‌كنند، «متصديان» ناميده مي‌شوند و نيز به مديران صف و كارگراني كه در ساخت و تحويل توليدات و خدماتي كه رسالت اصلي سازمان را به انجام مي‌رسانند دخالت مي‌كنند، گفته مي‌شود.

فرهنگ مهندسي: در هر سازماني مركز تكنولوژيكي زمينه سازمان را تشكيل مي‌دهد و اين تكنولوژي بوسيله چندين نوع از مهندسين كه داراي يك فرهنگ كاري مشترك مي‌باشند طراحي و نظارت مي‌شود براي مثال طراحان سيستم‌هاي تكنولوژي اطلاعات، برنامه‌هاي نرم‌افزاري را طراحي مي‌كنند. طراحان سيستم‌هاي مالي يا پژوهشگران برنامه‌ريزي بازاريابي نيز وابسته به اين گروه كاري مي‌باشند يعني شامل فرهنگ مهندسي مي‌باشند. در اين نوع فرهنگ، سيستم‌هاي برتر، ماشين‌ها، قوانين روتين كه بطوري خودكار عمل مي‌كنند، كاملاً معتبر مي‌باشند.

فرهنگ اجرايي (هيئت رئيسه): اگر كسي در سازمانهاي وسيع جهاني جستجو كند، يك اجتماع از دفاتر (مديريت اجرايي) (CEOS) را شناسايي خواهد كرد كه مفروضاتي مانند وقايع روزانه، وضعيتها و نقش‌شان مشترك مي‌باشد (CEOS) از نردبان ترقي در اين موقعيتها بالا مي‌روند. ماهيت اين نقش قابليت جوابگويي مالي به سهامداران مي‌باشد و بيشتر در حفظ سهام تجلي مي‌يابد (شاين، 1996).

    ديدگاه شولز

شولز در 1987 پنج گونه فرهنگي را شناسايي نمود و هر كدام از اين فرهنگها در سه بعد متفاوت فرهنگ توصيف مي‌شوند. اين ابعاد عبارتند از:

تحول (چطور فرهنگها در طول زمان تغيير مي‌كنند).

عوامل داخلي(چطور شرايط محيط داخلي يك سازمان در فرهنگ آن تاثير مي‌گذارد)

عوامل خارجي( چطور محيط خارجي يك سازمان فرهنگش را متاثر مي‌سازد)

شولز در باب بعد خارجي، از ديل و كندي اقتباس كرده است. شولز از اين ابعاد، 5 گونه فرهنگي را نتيجه گرفت كه شامل: ثبات، فعال، آينده‌نگر، اكتشاف و خلاق مي‌باشد. او خصوصيات اين 5 گونه فرهنگي را با استناد به پنج معيار شخصيت، زمان مدار، ريسك‌پذيري، شعار، تغيير مداري در غالب بعد تحول توصيف مي‌كند (بران، 1995 ).

   ديدگاه كويين و مك گرد

طبق تحقيقاتي كه توسط كوئين و مگ‌كرد (1985) در سازمانها انجام شده و از اطلاعات بدست آمده از اين تحقيقات، چهار گونه فرهنگ عام معرفي شده‌اند.

فرهنگ عقلايي (بازار)

فرهنگ ايدئولوژيكي يا مرامي (ادهوكراسي يا ويژه سالاري)

فرهنگ طايفه (قومي)

فرهنگ سلسله مراتبي(سلسه مراتب)

اساس فكري گونه‌شناسي انديشه‌اي است كه از تبادل متقابل چيزهاي ارزشمند مثل عقايد، حقايق و فلسفه بين افراد يا گروهها بوجود مي‌آيد كه اين تبادلات در سازمانها بسيار مهم هستند براي اينكه آنها موقعيت افراد و گروهها را تعيين مي‌كنند (بران، 1995 ـ ص 21).

 

   ديدگاه كوئين

كويين 4 گونه فرهنگي را بيان كرد. اين 4 گونه فرهنگي شامل موارد زير مي‌باشد.

فرهنگ سلسله مراتبي


« ماكس وبر» جامعه‌شناس آلماني در سال 1800 به مطالعه سازمانهاي دولتي در اروپا پرداخت. انقلاب صنعتي چالشهاي جديدي در سازمانها بوجود آورد. بدين ترتيب و بر 7 ويژگي كه ناشي از بروكراسي بود، بر شمرد: قوانين، تخصص‌گرايي، شايسته سالاري، سلسله مراتب، تقسيم كار، حسابرسي، رسميت (وبر، 1947) اين ويژگي‌ها به تحقق اهداف و بر كمك بسيار كرد. زيرا بكارگيري اين روش در سازمانها باعث ايجاد كارايي، قابليت اعتبار و قابليت پيش‌بيني در آمد شد. در حقيقت تا سالهاي 1960 در تمامي كتابهايي كه در زمينه مديريت و سازمان بود اينطور تصور مي‌شد كه سلسله مراتب و بوروكراسي ”وبر“ شكل ايده‌آل سازمان است. بدين دليل سازمانها بطرف خدمات و توليد ثابت، كارايي و ثبات پيش رفتند.
خطوط روشن تصميم‌گيري، قوانين و رويه‌هاي استاندارد شده، مكانيزم‌هاي كنترل و حسابرسي بعنوان عوامل كليدي موفقيت بودند. فرهنگ سازماني با اين ويژگيهاي رسمي و ساختاربندي شده كاري، تطبيق و سازگاري مي‌يابد. رهبران هماهنگ كننده و سازمان دهنده‌هاي خوبي هستند. اهداف بلندمدت سازمان شامل: ثبات، قابليت پيش‌بيني و كارايي مي‌باشند. سازمانهاي زنجيره‌اي مانند رستوران مك دونالد، مجتمع‌هاي توليدي مانند موتور فورد و آژانس‌هاي دولتي همانند بخشهاي دادگستري از نمونه‌هاي «فرهنگ سلسله مراتبي“ مي‌باشند.
سازمانهاي بزرگ و آژانس‌هاي دولتي معمولاً داراي اين نوع فرهنگ مي‌باشند بدين دليل كه اين نوع سازمان‌ها از سطوح سلسله مراتبي متعدد و رويه‌هاي استاندارد شده برخوردار هستند
در فرهنگ سلسله مراتبي سازمان بسيار ساختار يافته و رسميت يافته است. رويه‌ها معين مي‌كنند كه افراد چه كار بايد بكنند و رهبران بهترين هماهنگ كننده‌ها و سازمان دهنده‌هاي تفكر در بهره‌وري هستند. حفظ يك سلسله قوانين و سياستهاي رسمي اجزاء سازمان را به يكديگر پيوند مي‌دهد. هدف بلند مدت سازمان در ثبات و عملكرد بهمراه بهره‌وري، عمليات هموار است (كويين، 1999).

 

 

فرهنگ بازار


در طول سالهاي قبل از 1960 سازمانها با سازمان‌دهي در برخورد با چالشهاي رقابتي جديد تلاش مي‌كنند. پايه‌گذار اين نوع فرهنگ، بر مبناي كار «اليور ويليامسون» و اوچي و ديگر همكاران او مي‌باشد.  اعضاء سازمان سعي در شناسايي عواملي داشتند كه بر اثر بخشي سازمان كمك مي‌كردند. يكي از اين عوامل و مهمترين آن، هزينه‌هاي كاري مي‌باشد. اين طرح كه شكلي از بازار ارائه مي‌دهد و عبارت بازار به معني وظايف بازاريابي يا وجود مصرف‌كنندگان در محل كار نمي‌باشد. بلكه نوعي سازمان را نشان ميدهد كه وظايفي در درون خود همانند يك بازار دارد. به عبارت ديگر اين مدل جهت‌گيري به طرف محيط خارجي بجاي محيط داخلي است. محيط خارجي متمركز بر عوامل خارجي شامل متقاضيان، مشتريان، پيمانكاران، صاحبان جواز، اتحاديه‌ها، تنظيم‌كنندگان و مانند اينها مي‌باشد. اين نوع فرهنگ شباهتي به سلسله مراتب كه داراي كنترل داخلي است و بوسيله قوانين تخصصي كردن مشاغل، تصميم‌گيري متمركز شده نگهداري مي‌شود، ندارد. در حالي كه بازار معمولاً از طريق مكانيزم‌هاي اقتصادي بازار و بخصوص مبادلات پولي گردانده مي‌شود. بدين شكل بازارها بر مبادلات فروش و قراردادها و ايجاد مزيت رقابتي با ديگر رقبا تمركز دارد. سازمان‌هايي كه فرهنگ غالب بر آن، فرهنگ بازار است از ارزشهاي اصلي غالب بهره‌وري و رقابت برخوردار هستند و رقابت و بهره‌وري در اين سازمانها از طريق اهميت زياد به كنترل و موقعيت خارجي بدست مي‌آيد. از اوايل 1990 تا اواسط 1991 تمايل  به حفظ اين فرهنگ قوت گرفت.
اساس مفروضات و ارزشهاي بنيادي فرهنگ بازار بر پايه اهداف روشن و استراتژي پرتكاپو بسوي سود آوري و كارايي سوق مي‌يابد. جنرال جورج پتون معتقد است سازمانهاي بازار تمايل به حفظ موقعيت رقبا با ثابت قدمي در اهداف، رقبا را مغلوب مي‌كنند. در اين فرهنگ كار نتيجه مدار مي‌باشد. رهبران بادوام و ثابت قدم هستند و آن چيزي كه باعث پيوند اجزاء به يكديگر مي‌شود تاكيد بر پيروزي و مفاهيم بلند مدت، عملياتهاي رقابتي و تاكيد بر دستيابي به موفقيت و تحقق اهداف است. عبارت موفقيت در اين فرهنگ، شراكت و نفوذ در بازار تعريف شده است (كويين،9991). در فرهنگ بازار سازمان بسيار نتيجه مدار است و هدف اصلي آن نتايج مورد انتظار از شغل محول شده مي‌باشد و به گونه‌اي از سازمان گفته مي‌شود كه خود به مثابه يك سازمان عمل مي‌كند اين نوع از سازمان به جاي امور داخلي به سوي محيط خارجي جهت‌گيري دارد. آنچه سازمان را به هم پيوند مي‌دهد. تاكيد بر پيروزي در رقابت است. تاكيد بلند مدت بر اقدام رقابتي و دستيابي به اهدافي پايدار است. موفقيت بصورت نفوذ در بازار و سهم بازار تعريف مي‌شود و رهبران بازار از اهميت بسياري برخوردار است (زاهدي، 1381).

فرهنگ قومي


سومين شكل ايده‌آل از فرهنگ سازمان فرهنگ قومي ناميده مي‌شود، به اين علت كه سازمان همانند يك خانواده است.. در سازماني كه فرهنگ قومي بر آن غالب است بجاي رويه‌ها و قوانين سلسله مراتب يا مراكز بازاري مزيتهاي رقابتي، ويژگيهاي فرهنگ قومي يعني  كار گروهي، برنامه‌هاي مشاركت كاركنان، تعهد سازماني وجود دارد، گروههاي كاري بر اساس عملكرد  گروهي (نه فردي) پاداش دريافت كرده و نيز دواير كيفي سازمان به تشويق كاركنان در اصلاح و بهبود كار و عملكرد خود و سازمانشان در يك محيط پر قدرت مي‌پردازند.
مفروضات بنيادي فرهنگ قومي بيان مي‌كند كه:
1ـ محيط از طريق فرهنگ گروهي و توسعه منابع انساني بهتر اداره مي‌شود.
2ـ مشتريان به مثابه شركاء هستند.
3ـ وظيفه مديريت عالي قدرت دادن به كاركنان و كمك در جلب مشاركت، تعهد و وفاداري كاركنان مي‌باشد. اين ويژگي‌هاي در سازمانهاي آمريكايي جديد نبوده و در گذشته توسط پژوهشگران مورد بررسي و بكار گرفته شده‌اند (مك گريگور، 1960؛ ليكرت، 1970؛ آرجريس، 1962).
اگر چه اين ويژگي‌ها بطرزي آشكار از شركتهاي ژاپني اقتباس شده و بعد از جهاني دوم بطور موفقيت‌آميزي به كمك سازمان‌هاي ايالات متحده و اروپاي غربي در اوايل سالهاي 1970 و 1980 بكار گرفته شده است. نشان مي‌دهد كه فرهنگ قومي در محيطهاي كار ميتواند مفيد واقع شود. فرهنگ قومي براي مديران در محيطهاي پيچيده و آشفته و محيط‌هاي متغير كه داراي تغييرات سريع مي‌باشند، مي‌تواند مشكل‌ساز باشد. در فرهنگ قومي محيط بسيار دوستانه است و افراد در كار با هم سهيم‌اند و سازماني بي‌شباهت به يك خانواده گسترده نيست. رهبران و سرپرستان سازمان به شكل پدرانه نظاره‌گر هستند. آنچه سازمان راپيوند مي‌دهد وفاداري و رسم و عادات و اعتقادات است. تعهد به ميزان بالايي در افراد سازمان وجود دارد. سازمان بر منافع بلند مدت توسعه منابع انساني و همبستگي و انسجام و روحيه افراد تاكيد بسيار زيادي دارد.

فرهنگ ويژه سالاري


بعد از تغيير جهت جهاني از عصر صنعتي به عصر اطلاعات چهارمين شكل از فرهنگ پديدار گشت. اين شكل از فرهنگ پاسخگوي محيطهاي پرتلاطم و آشفته و شرايط  پرشتاب قرن 21 است. آنچه موجب اختلاف ويژگيهاي اين فرهنگ با سه فرهنگ پيشين مي‌گردد، مفروضات بنيادي اين فرهنگ مي‌باشد. نوآوري، ابداع، ابتكار و پيشگامي مفروضاتي هستند كه سازمانها با تدارك خدمات و محصولات جديد آتي از طريق آنها به موفقيت دست مي‌يابند. فرهنگ ادهوكراسي وظيفه اصلي مديريت را پرورش كارآفريني، خلاقيت و تاكيد بر برتري جويي مي‌داند و از نوآوري براي رسيدن به سودآوري و منافع بهره‌مي‌گيرد. ريشه كلمه ادهوكراسي از adhoc گرفته شده است كه به معناي زودگذر، موقت، تخصصي شده و واحد پويا مي‌باشد (كويين (1999) ). در فرهنگ مديريت Adhoc به معني ويژه امري مخصوص، متخصص تعريف شده است(زاهدي و همكاران، 1379). ادهوكراسي‌ها مانند واحدهاي موقتي هستند، شعار مهم آنها اين است «محلهاي موقت از محلهاي ثا بت بهتر هستند.« به اين دليل كه آنها ميتوانند بر حسب شرايط جديد بسرعت پيكربندي مجددي براي خود بسازند.
يكي از اهداف مهم فرهنگ ادهوكراسي، پرورش انعطاف‌پذيري، انطباق و خلاقيت در شرايطهاي نامطمئن و متغير و داراي ابهام و يا هنگامي كه اطلاعات داراي بار اضافي هستند. سازمانهاي ادهوكراسي را در صنايعي مانند؛ صنايع نرم‌افزار، فضا، مركز مشاوره و ساخت فيلم مي‌توان ديد. يكي از چالشهاي مهم اين نوع سازمانها توليد محصولات و خدمات جديد و تطبيق با فرصتهاي جديد مي‌باشد.. ادهوكراسي تاكيد زيادي بر فردگرايي، ريسك‌پذيري، پيش‌بيني آينده دارد، به عنوان مثال، شركتهاي مشاوره‌اي براي تقاضاي هر مشتري برخوردي مستقل از ديگران دارند و براي هر طرح (پروژه) يك طرح سازماني موقت ريخته مي‌شود تا زماني كه كار انجام شود وقتي كه پروژه به پايان رسيد، ساختار از هم گسيخته مي‌شود. نمونه ديگر فضا پيماي ناسا است.
از ويژگي‌هاي فرهنگ ادهوكراسي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ فاقد نمودار سازماني است. نمودار سازماني ممكن است براي ماموريت كاري به طور موقت و سريع و دقيق تشكيل و تغيير يابد.
2ـ فضاي كار موقتي است، سرپرست فاقد دفتر كار ثابت است و هر وقت كه نياز باشد بطور موقت‌پايه‌ريزي مي‌شود.
3ـ نقش‌ها موقتي است. اعضاء ستاد بطور موقت تعيين شده و مسئوليتها بطور موقت به آنان واگذار مي‌شود.
4ـ خلاقيت و نوآوري تشويق مي‌شود. كاركنان به ارائه راه‌حلها و روشهاي جديد كاري تشويق مي‌شوند، براي اينكه ادهوكراسي بر خلاف سلسله مراتب با شكل محيطهاي دولتي بزرگ تناقض دارد (كويين، 1999).

 

  جمع بندی

تمامي اين مطالعات و ابعاد مختلف فرهنگي نشان مي‌دهد كه فرهنگ سازماني بسيار وسيع بوده و مطالعه آن اهدافي را بر دارد. بنابراين يك چهارچوب زيربنايي بايد براي مطالعه ابعاد كليدي فرهنگي بكار برد. با توجه به ديدگاههاي مطرح شده در خصوص گونه‌هاي فرهنگي به نظر مي‌رسد ديدگاه كوئين از جامعيت بيشتري برخوردار است. لازم به ذكر است هيچ يك از چهارچوب‌ها داراي جامعيت كامل نبوده و البته ارائه و قبول يك چارچوب خاص دليل بر درست بودن آن و اشتباه بودن ديگر چارچوبها نمي‌باشد. چارچوبي مناسب است كه. علاوه بر قابليت اثبات بر اساس مدارك تجربي، قابليت اعتبار نيز داشته باشد. چهارچوب ارائه شده توسط كويين هم داراي صورت و اعتبار تجربي است و هم كمك به تكميل نظريه‌هاي مطرح شده توسط ديگر نويسندگان و پژوهشگران فرهنگ سازماني مي‌كند (كوئين، 1999). بنابراين جامعيت بيشتري در اين خصوص نسبت به ديگر نظريات مطرح شده احساس میشود

 

محیط داخلی و فرهنگ سازمان

 

محیط وفرهنگ سازمانی                                                   قسمت اول

مقدمه:

با توجه به تغییرات سریع در دنیای امروزی اعم ازرقابت سریع در جهانی شدن ،تغییرات شگرف در دنیای تکنولوژی ،افزایش قیمت مواد خام واولیه جنبه هاوآثار زیست محیطی  ناشی از فعالیتهای کارخانجات وصنایع تولیدی و...درک مدیران از شرایط  واتفاقات بیرونی سازمانها آنها رادر اتخاذ تصمیم مناسب جهت نگهداری وارتقا جایگاه سازمان وارایه محصولات وخدمات مطلوب ومتنوع  با استفاده ازظرفیتهای محیط داخلی سازمان  از جمله فرهنگ سازمانی پویا در عرصه رقابت در فضای کسب وکاربا ارتباط خوب باتامین کنندگان به جهت اطمینان از جریان  مستمر منابع وجلب رضایت مشتریان جهت حفظ سطح تقاضا امری ضروری به منظور حفظ بقا سازمان وپیشبرد اهداف آن می باشد

لذادرک طبیعت محیط خارجی سازمان باعث اخذ تصمیم های مقتضی برای مقابله با تهدیدها واستفاده ازفرصت هاست

سازمان و محیطهای آن:

محیط های سازمان:
محیط خارجی: هر چیزی خارج حدود یک سازمان که ممکن است بر آن اثر گذارد. محیط غیر قابل کنترل.
محیط داخلی: وضعیت ها و نیروهای داخل یک سازمان، محیط قابل کنترل.


محیط خارجی شامل:


الف –محیط عام :(general environment)تمامی شرایط  وزمینه های  بیرونی سازمان که بر عملکرد آن تاثیر داشته وتنظیم زمینه تصمیم گیری مدیران را فراهم میکندو شامل موارد ذیل است:

 شرایط اقتصادی:  تمامیت حالت سلامت و حیات سیستم اقتصادی که سازمان در آن عمل می کند  (  وضعیت کلی اقتصاد بر حسب تورم ، سطح درآمد ، تولید ناخالص ملی،بیکاری ودیگر شاخص های مربوط به سلامت اقتصاد است ). شرایط اقتصادی با گذشت زمان  تغییر می کنند وپیش بینی آنها مشکل است.

 شرایط سیاسی- قانونی: وضعیت کلی فلسفه غالب وهدف های سیاسی دولت وهمچنین قوانین ومقررات دولتی یعنی دولت ها از طریق وضع قوانین مالیاتی (سیاست های اقتصادی وقوانین تجارت بین اللمللی می توانند بر فرصتهای تجارتی تاثیر بگذارند)

 شرایط تکنولوژیکی: وضعیت کلی توسعه ودر دسترس بودن تکنولوژی در محیط  شامل پیشرفت های علمی وروشهای قابل دسترس جهت تبدیل منابع به محصولات یا خدمات. (تکنولوژی تولیدات وفن آوری های پیشرفته جدید وراههای بهتر مدیریت وارتباطات را ایجاد می کند)

 شرایط فرهنگی- اجتماعی:وضعیت کلی ارزش های متداول جامعه در خصوص اموری مانند حقوق بشرومحیط زیست ،روند تعلیم وتربیت ونهادهای اجتماعی مربوط وهمچنین الگوهای جمعیتی( عادات و سنن، حقوق، ارزش ها و خصوصیات جمعیت شناختی از جامعه ای که سازمان در آن کار می کند).

دوره جدید ،عصر تنوع فرهنگی و تنوع نیروی کار است مدیران بایستی آمادگی داشته باشند که به فرهنگ های دیگرو تنوع ارزش ها در اداره کردن افراد برای دستیابی به بالاترین سطح عملکرد ورضایت شغلی ،توجه شود 

شرایط محیط طبیعی:شرایط محیط طبیعی وجغرافیایی اعم ازآب وهوا وسایر منابع طبیعی ودر مجموع وضعیت کلی طبیعت و آگاه بودن دررابطه با حفظ  محیط زیست .

ب:محیط خاص: (specific environment)   

شامل سازمان واقعی ،گروهها وافرادی که  سازمان بایستی برای تداوم حیات  وکسب موفقیت با آنها تامل بر قرار نماید به این محیط ،محیط کاری (task environment)   نیز گفته می شود که شامل موارد ذیل است:

مشتریان: مصرف کننده خاص یا ارباب رجوع،افراد،وسازمان هایی که کالاهای سازمان را خریداری نمده واز خدماتش استفاده می کنند

عرضه کنندگان : تامین کنندگان خاصی که منابع انسانی ،اطلاعات ،منابع مالی ومواد خام مورد نیازعملیا ت سازمان را تامین می کنند.

نظارت کنندگان: سازمان های دولتی مشخص که کالاها وخدمات یکسان یا مشابه به همان مشتریان یا ارباب رجوع ،عرضه میکنند

رقبا: سازمان های مشابه که کالاها وخدمات یکسان یا مشابه به همان مشتریان یا ارباب رجوع ،عرضه می کنند

توضیح : اعضای محیط فوق را اغلب با ذینفعان ( stakeholders )  توصیف می شوند افراد ،گروهها ونهادهاییی که به  یک یا هر طریقی بر کارایی سازمان تاثیر گذارند.

 ارتباطات محیط  سازمانی

درک ماهیت محیط بیرونی عامل اخذ تصمیمات خوبی برای استفاده از فرصتها و مقابله با تهدیدها میباشد.

1- مزیت رقابتی :

-  قابلیت مشخصی است که یک سازمان را از رقبایش ممتاز می کند ودر مقایسه با سایر سازمانها در بازار به آن برتری میدهد

- مزیت رقابتی توانایی انجام بهتر کارها از رقبا میباشد

- زمانیکه چیزهایی وجود دارد که دیگران به سرعت قادر به کپی برداری آن نباشند یااینکه به آسانی آنرا یاد بگیرند این مزیت با گذشت زمان پایداری بیشتری خواهد داشت

سازمان ها مزیت رقابتی را می توانند از طرق مختلف از جمله:

قیمت  (cost): یافتن راهی به منظور نگهداشتن قیمت در سطحی که رقبا قادر به انجام آن نباشند  یعنی به دست آوردن سود با قیمتی که برای رقبا دست یابی به آن مشکل باشد.

- تحویل به هنگام (delivery)  : یافتن راهی به منظور تحویل محصول وارایه سرویس به مشتریان  سریع تر و همواره به موقع  به منظور پیشرفت زمانی محصولات .

- کیفیت :(quality) یافتن راهی به منظور تولید محصول وارایه سرویس ثابت وپیوسته و با کیفیت تراز رقبا.

- انعطاف پذیری (flexibility)  : یافتن راهی به منظور تولید محصولات وارایه خدماتی که برای رقبا انجام آن میسر نمی باشد 

  کسب نمایند

2-  عدم اطمینان(عدم قطعیت) محیطی:

فقدان اطلاعات کافی ازوضعیت موجود وپیشرفتهای  ممکن در محیط خارجی سازمان را گویند

دارای دو بعد ذیل است:

  - پیچیدگی محیط : تعداد عوامل تاثیر گذار درمحیط

  - میزان  یا روند تغییرات محیط : میزان تغییرات  در عوامل محیطی

محیط سازمانی:     1- ساده     2- پیچیده

روند تغییرات :     1- پایدار(استاتیک) 2- پویا(دینامیک)

 در حالت (high uncertainty) یعنی سازمان پیچیده و پویا ، سازمانها بایستی درطراحی ساختارو روش های انجام کار با محیط ، انعطاف پذیر وقابل انطباق باشند        

3- ارتباط با مشتریان وتامین کنندگان

بسیاری از سازمانها اساس کار خود رابر مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)با استفاده از آخرین شیوهای فن آوری اطلاعات به منظور جمع آوری خواستها ونیازهای آنان بنا نهاده اند

- هر سازمانی باید مشتریان وارباب رجوع وفادار خود راجذب ونگهداری کند

- خدمت به مشتری وکیفیت محصول از مبانی مزیت رقابتی هستند.

-خدمت به مشتری وکیفیت محصول به واسطه جذاب ساختن کالاها وخدمات برای افرادی که بابت انها پول می پردازند ومصرف می کنند ،ارزش افزوده ایجاد می کند

خواست های  اصلی مشتریان :

- کالا وخدمات با کیفیت بالا

-  عرضه کالا وخدمات با قیمیت پایین

-  کوتاه کردن زمان انتظار برای عرضه کالا وخدمات

- کالا وخدماتی که نیازهای ویژه مشتریان را تامین میکند

  بررسی مجله بازرگانی دانشگاه هاروارد نشان می دهد رهبران کسب وکار آمریکایی خدمت به مشتری وکیفیت محصول را به عنوان کلیدی ترین اهداف سازمانشان درجه بندی نموده اند 

  -ارتباط با مشتریان تلاش استراتژیک برای برقراری آخرین ارتباط وبها دادن به مشتری است

مدیریت زنجیره تامین (SCM)

        همان گونه که نیاز است سازمان ها مشتریان خود را مدیریت کنند لازم است مدیریت زنجیره تامین(SCM) شامل خرید،حمل ونقل تدارکاتی وانبار داری را نیز به منظور اطمینان از در دسترس بودن منابع   به هنگام (در موقع لزوم) ، جهت عملکرد سازمانی  ، مشتری مدار ، مدیریت نمایند.             

4- کارایی سازمان:

کارایی بالای، مطلوب در استفاده از منابع سازمان به منظور دستیابی به اهداف  وماموریتهای آن (سازمان چقدر محیط خودش را می شناسد، در مقابل آن واکنش میدهد و بر آن تاثیر دارد).


- رویکرد دستیابی سیستم ها به منابع (The systems resources approach):  

      تمرکز توانایی سازمان در کسب منابع مورد نیاز از محیط . 


- رویکرد فرآیند داخلی (The internal process approach): تمرکز بر بهره وری عملیات

- رویکر دستیابی به هدف (The goal approch): دستیابی به اهداف کلیدی

- مسئولین استراتژیک (strategic constituencies):  تمرکز بر محیط بیرونی وتعریف کارایی سازمان در خلال فشار سازمان بر منافع ذینفعان کلیدی.

 

محیط داخلی شامل: مالکین، هیئت مدیره، کارکنان، محیط فیزیکی، فرهنگ سازمانی

 

فرهنگ سازمانی: 

 

(organizational  culture) سیستم مبتنی بر  ارزش ها وباورهای مشترک که رفتار سازمانی اعضا را شکل داده وجهت دهی می کند.

organizational  culture  گاهی اوقات  corporate culture     نیز گفته می شود که جنبه کلیدی هر سازمان   وتنظیم کاری است

ماهیت  فرهنگ سازمانی می تواند تاثیر شگرفی  بر کارایی وکیفیت تجربیات کاری اعضای سازمان بگذارد.بهترین سازمانها ،سازمان هایی هستند که مشتری محور  وعملگرا باشند.یکی از راههایی که یک سازمان می تواند فرهنگ قوی بسازد از طریق فرایند کمک به اعضای جدید در یادگیری فرهنگ و ارزش های سازمان  میباشد.

فرهنگ قوی:

•         اعضا را متعهد می کند کار هایی را انجام دهند که بهترین منافع را برای سازمان در بر داشته باشد.

•         رفتارکاری ناسالم تقبیح می کند

•         انجام وظیفه را تشویق می کند

قدرت فرهنگ:

قدرت فرهنگ با میزان تأثیر و نفوذ آن بر رفتار سازمانی تعیین می‌گردد.ومعيارهاي آن عبارتنداز:

۱- تعداد اعضای متعهد به ارزشهای غالب

۲- میزان تعهد اعضاء به ارزشهای غالب سازمانی

  سازمانها از لحاظ قدرت فرهنگی از یكدیگر متمایزند:

   ۱-  سازمانهایی كه دارای فرهنگ قوی هستند، اعضای سازمانها به ارزشها و مفروضات بنیادی سازمان وفادارند.

  ۲-   سازمانهایی كه دارای فرهنگ ضعیف هستند، توافق كلی و احساس تعهد نسبت به سازمان در بین اعضاء پايين است

   سازمانهای دارای فرهنگ سازمانی قوی :

-       عملکرد گرا هستند

-       تاکید بر کار گروهی دارند

-       ریسک پذیر هستند

-       نوآوری را تشویق می کنن

-       رفاه مردم برایشان یک ارزش است

سطوح فرهنگ سازمانی:

فرهنگ قابل مشاهده(observable culture) : آنچه در محیط سازمان دیده یا شنیده می شودوشامل:

- قهرمانان: کسانی که مورد توجه خاص هستند ودست آورد آنها قابل توجه میباشد مانند موسسین و ...

-مراسم وآیین ها: مراسمات وتجمعات برنامه ریزی شده  یا خود جوش که مناسبت های مهم را جشن میگیرند که نتیجه ان به دست آمدن کارایی است

-داستانه وسرکذشت ها :داستانها وسرگذشت های تاریخی و فرهنگ شفاهی

-استعاره ها و نمادها: با استفاده از زبان شعر یا هرامکان زبانی دیگر

فرهنگ بنیانی( core culture): پندارهای اساسی وباور هایی که رفتارهای سازمانی را تحت تاثیر قرار داده وبه  فرهنگ قابل مشاهده کمک می کنند که شامل:

-       نوآوری وریسک پذیری

-       اخلاق ویکپارچگی

-       مسئولیتهای اجتماعی

-       سرویس دهی به مشتریان

-       بازدهی

-       کارگروهی  

میباشد.

مهمترین ارزشهای فرهنگی:

-       بازدهی مطلوب

-       نوآوری

-       مسئولیتهای اجتماعی

-       وحدت ویکپارچگی

-       مشارکت کارکنان

-       سرویس دهی به مشتریان

-    کار گروهی

مدیریت برپایه ارزش ها (Value-based management):     

مدیرانی که به پیشرفت ،ارتباط وتایید ارزشهای مشترک فعالانه کمک میکند

معیارهای ارزیابی مدیریت ارزش بنیان در هر سازمانی :

-        ارتباط

-       یکپارچگی

-       فراگیر

-       قوت واستحکام

رهبری نمادین:

- رهبران نمادین به خوبی از نمادها جهت استقرار ونگهداری  فرهنگ سازمانی مطلوب استفاده می کنند

- رفتار رهبران نمادین به گونه ایست که ارزشهای سازمان را حمایت میکنند

- رهبران نمادین :

•  از زبان استعاره استفاده میکنند

•  ارزش های فرهنگی قابل مشاهده و بنیانی پررنگ ورویایی نمایش داده می شوند

  از مناسک وآیین ها جهت تکریم کارایی استفاده می کنند

تفاوت فرهنگی در سازمانهای :

دوره جدید ،عصر تنوع فرهنگی و تنوع نیروی کار است مدیران بایستی آمادگی داشته باشند که به فرهنگ های دیگرو تنوع ارزش ها در اداره کردن افراد برای دستیابی به بالاترین سطح عملکرد ورضایت شغلی ،توجه شود  

نحوه مدیریت تفاوت فرهنگی در سازمانهای باچند فرهنگی

- بیانگر تفاوت افراد در محیط کاراست

- چگونی تنوع به کار گرفته شده در محیط کار نشان دهنده فرهنگ سازمان.

• احترام وپذیرش

• بی احترامی ومحرومیت

- منبع بالقوه  مزیت رقابتی است .

مشخصات  سازمان های چند فر هنگی :

-جمع گرایی (چندگانگی):  فرهنگ های اقلیت ها و اکثریت درتنظیمات کلیدی ارزشها وخط مشی ها تاثیر گذارند

یکپارچگی ساختار: اعضای فرهنگ  اقلیت در تمامی سطوح سازمان خوب ظاهر می شوند ودر برابر تمامی مسئو لیتها پاسخگو هستند 

-  یکپارچگی شبکه غیر رسمی : اشکال  متنوعی از حامیان و مربیان در هدایت و جهت دهی وتوسعه فرهنگ اقلیت دخیل هستند

عدم تعصب و تبعیض : آموزش های متنوع و فعالیتهای نیروی کار  در جهت هدف سازمان ، عامل حذف واز بین بردن تعصبات فرهنگ گروهی خواهد

- حداقل تعارض بین گروهی  :تفاوت باعث بروز برخورد مخرب بین اعضای فرهنگ اقلیت واکثریت نمی شود 

 خرده فرهنگ های سازمانی:

فرهنگ هایی که برمبنای مسئولیتهای کاری مشترک و/ یا ویژگی های فردی بنا شده اند

خرده فرهنگ های معمول عبارتند از:

 - حرفه ای

 - وظیفه ای(مرتبط با شغل)

- قومی و ملی

-  نژادی

- نسل

- جنسیتی

چالش های مواجه با اقلیت ها و زنان درسایر کشورها :

- سقف شیشه ای (Glass ceilings  )

- عدم درک ونبودن حساسیت:

- آزار و اذیت جنسی

- تبعیض در پرداخت

- تبعیض شغلی

  سقف شیشه ای:سد پنهانی است در برابر رشد وارتقا زنان واقلیت ها

-----------------------------------------------------------------------------------------

 توضیح : انشا اله ادامه بحث فرهنگ سازمانی از دیدگاه صاحب نظران در  قسمت دوم درج خواهد شد

  منابع: اصول ومبانی مدیریت در جهان معاصر            

            تالیف : دکتر مهدی ایران نژاد پالیزی

           فصل دوم :محیط کار جدید   

    

  Introduction to management     John.R.Shermhorn

     Chapter 3: External environment and organization culture