مدیریت عملیات و کنترل

 

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد نجف آباد
دانشکده فنی و مهندسی
گروه مهندسی صنایع
 
مديريت
John R. Schermerhorn, Jr.
18 فصل
مديريت عمليات و كنترل
 استاد درس: جناب آقاي دكتر رضائي دولت آبادي
تهيه و تنظيم : آذر طاهري قهفرخي
دي ماه 1389

 

مديريت عمليات و كنترل

  • پارامتر هاي مهم مديريت عمليات چيست؟
  • مديريت زنجيره ارزش چيست؟
  • چگونه سازمانها كيفيت خدمات و محصولات خود را كنترل مي كنند؟
  • چگونه فرايندهاي كاري براي بهره وري طراحي شوند؟

 

تعريف مديريت عمليات

  • مديريت عمليات ،اعمال مديريت بر  انجام درست كارها در سازمانها است ;در شرايطي سازمان با پيچيدگي هاي زيادي دست و پنجه نرم مي كند.
  •   مديريت عمليات ، فرايند مديريت بهرور سيستمها است كه منابع را به محصولات كامل شده تبديل مي كند .

مهارتهاي ضروري مديرعمليات

  • توانايي مديريت بر خويشتن :
    • خود مديريتي يك مهارت ضروري است كه شما را به كاوش عميق و يادگيري پيوسته از تجربيات فرا مي خواند.
    • شما مي توانيد با استفاده از رفتار مبتكرانه و خلاق و گرفتن بازخورد مداوم از كارايي خود ومتذكرشدن به خويشتن و انجام كار گروهي و پذيرفتن ريسك براي كسب تجربه و يادگيري مهارتهاي جديد و حل كردن مسائل و نگه داشتن سطح تعادل در زندگي موجب پيشرفت شغلي خود شويد.  
  • داشتن كارايي بالا :
    • هيچ جايگزيني براي كارايي بالا وجود ندارد. اين مهم نيست كه چه كاري به شما واگذار شده است . شما بايد به سختي كار كنيد تا اعتبار و قابليت كاري خود را كسب نموده و آن را حفظ كنيد.
  •   انعطاف پذيري :
    • انعطاف پذير باشد و انعطاف پذير بمانيد. خود را از ابهامات مخفي نكنيد. منتظر ساختار نمانيد. شما بايد خود را با شرايط جديد ، مردم جديد و  نيازهاي كاري جديد  تطبيق دهيد .
  • توانايي پرورش استعداد ديگران:
    • lقدرت خود را حفظ كنيد . شما نمي توانيد بدون افراد مستعد پيشرفت كنيد و پيش برويد. شما بايد يك فرد استعداد پرور باشيد. كسي كه همواره به استعدادهاي افراد مي افزايد و آنها را پالايش    مي كند و براي كارفرما ارزشمند مي كند.
  • توانايي يادگيري از ديگران
    • براي رقابت كردن با رقباي سريع و وارد شدن در مجموعه رقباي جهاني بدون داشتن بهترين مديريت اجرايي حتي يك طراحي بسيار عالي هم نمي تواند موفقيت را تضمين كند

  قانون رقابت جهاني سرعت و انعطاف پذيري

امروزه سازمانها در دنيايي كار مي كنند كه بر بهره برداري صحيح ازخدمات و تكنولوژي ، كيفيت ،  خدمات به مشتري ، سرعت همراه با بهره وري  بنا شده است.
 اگر سريع و انعطاف پذير نباشيد ، نمي توانيد رقابت كنيد.
سازمانها روشهاي توليد خود  را براي افزايش سرعت بدون قرباني كردن كيفيت بهبود بخشيده اند
الگو برداري از ديگران مي تواند به ايجاد تغييرات در مديريت عمليات كمك كند.
 
 
ضرورت مديريت عمليات
 
  • همه سازمانها به يك روش يا روشهاي ديگر بايستي بر چالشهاي مديريت عمليات فائق آيند و  با استفاده از مديريت سيستمها موجب انجام كارها شوند به گونه اي كه سازمانها منابع را به محصول تمام شده ( كالاها و خدمات به مشتري و ارباب رجوع ) تبديل كنند.
  • محدوده كاري مديريت عمليات همه سيكل ورودي – عمليات – خروجي را شامل مي گردد .
  • مديريت عمليات نه تنها براي توليد كنندگان محصول بلكه در همه انواع سازمانها مورد استفاده قرار مي گيرد.

بهره وري و مزيت رقابتي

  • چگونه بهره وري و مزيت رقابتي حاصل مي شوند ؟
    • از دست دادن بهره وري، خلل در رقابت پذيري سازمان است . برعكس كارايي عمليات كه بهره وري را افزايش مي دهد يكي از راههايي است كه سازمانها مي توانند مزيت رقابتي را بدست آورند . 
  • بهره وري : 
    • مديريت عمليات هم در توليد و هم در خدمات ارتباط زيادي با بهره وري دارد.
    • بهره وري يك اندازه گيري كمي از كارايي فرايندي است كه در آن وروديها به خروجيها تبديل مي شوند.
    • معادله پايه بهره وري : بهره وری عبارت است از ستاده تقسیم بر داده

تكنولوزيهاي عملياتي

 

اساس هر فرايند تبديل تكنولوژي مي باشد.
تكنولوژي تلفيقي از دانش ، مهارت ، تجهيزات و روشهاي كاري  است كه براي تبديل منابع ورودي به خروجيهاي سازماني استفاده مي شود.
تكنولوژي راهي است كه كارها با استفاده از ابزارها ، ماشين آلات ، روشهاي كاري و دانش انساني به انجام مي رسند.
دسترسي به تكنولوژي مناسب  اساس بهره وري است  و طبيعت  تكنولوژيهاي بنيادي مورد استفاده ، عاملي مهم در مزيت رقابتي است.
 
 
تكنولوژيهاي توليد

  • توليد كوچك – دسته اي
  • توليد انبوه
  • توليد با فرايند پيوسته

  

  • توليد كوچك – دسته اي:
    • تجهيزات مورد استفاده ممكن است زياد پيچيده نباشد ولي اغلب درجه بالايي از مهارت نيروي كار مورد نياز مي باشد.
    • مثال : توليد دوچرخه مسابقه سفارشي
  • توليد انبوه :
    • كارگران هر مرحله به كار كارگر مرحله قبل نياز دارند.
    • تجهيزات مورد استفاده ممكن است به ميزان بسيار زيادي پيچيده باشد.
    • کارگران حتي براي انجام كارهاي ساده از دستورالعملهاي مفصل پيروي مي كنند.
    • مثال : توليد مارك هاي معروف دوچرخه هاي تفريحي

  • توليد با فرايند پيوسته
    • سيستم توليد معمولا“ اتوماتيك بوده و بيشتر از روشهاي كنترل كامپيوتري استفاده مي گردد.
    • تعداد نيروي كارمورد نياز نسبت به تكنولوزيهاي قبل كمتر است .
    • مثال : شركتهاي پالايش نفت و شركتهاي برق

كنترل – فرايندها و سيستم ها

Øمديران چرا و چگونه كنترل مي كنند؟
Øگامهاي موجود در فرايند كنترل چه هستند؟
Øسيستمها و روشهاي معمول كنترل چه هستند؟

 

مديران چرا و چگونه كنترل مي كنند؟
 

كنترل

    • فرايند اندازه گيري كارايي وانجام اقدام لازم براي تضمين نتايج مطلوب   
    • داراي نقش مثبت و ضروري در فرايند مديريت مي باشد.
    • ما را مطمئن مي سازد كه در زمان مناسب و در مسير درست كارهاي درست انجام شده است.
    • يادگيري سازماني و تجديد نظر پس از اقدام .
  • انواع کنترل  
    • كنترلهاي اوليه
      Feedforward controls
      • قبل از شروع فعاليت كاري به كار مي روند.
      • تضمین می کند که :
        • هدف مشخص است.
        • جهت گيري مناسب اتخاذ شده است.
        • منابع صحيح در دسترس هستند.
        • تمرکز بر کیفیت منابع است.

 

    • کنترل همزمان Concurrent controls
      • تمرکز بر آن چيزي است که در طی روند کار اتفاق می افتد.
      • نشان دهنده این که عمليات در حال انجام  مطابق طرح انجام می شود .
      • می تواند ميزان ضايعات ومحصولات یا خدمات غیر قابل قبول را كاهش دهد.
    • کنترل بازخور Feedback controls
      • پس از اتمام كار صورت مي گيرد.
      • تمركز بركيفيت نتايج نهايي است .
      • ارائه اطلاعات مفید برای بهبود عملیات در آینده.
 
  • کنترل داخلی و خارجی
    • کنترل داخلی
      • اجازه می دهد تا افراد و گروه هاي با انگیزه به تمرين خود كنترلي در برآوردن انتظارات شغلی اقدام نمايند.
    • کنترل خارجی
      • از طریق نظارت شخصی و استفاده از سیستم های رسمی اداری صورت مي گيرد .
 
  • مراحل فرایند کنترل :
    • گام 1 -- ایجاد اهداف و استانداردهاي عملكرد
    • گام 2 -- اندازه گیری عملکرد واقعی.
    • گام 3 -- مقایسه نتایج با اهداف و استاندارد.
    • گام 4 -- اقدام اصلاحی در صورت نیاز.

 

  • گام 1 -- ایجاد اهداف و استانداردهاي عملكرد
    • استانداردهای خروجی
      • اندازه گیری نتايج عملکرد به صورت کمیت ، کیفیت ، هزینه ، یا زمان.
    • استاندارد ورودی
      • اندازه گیری تلاش ها از نظر میزان کار صرف شده در انجام وظیفه

 

  • گام 2 -- اندازه گیری عملکرد واقعی
    • هدف اندازه گیری صحيح نتایج عملکرد واقعی و / یا تلاش های عملکرد است.
    • باید تفاوت معنی داری بین نتایج واقعی و برنامه اصلی را تشخیص دهد.
    • کنترل موثر نیاز به اندازه گیری دارد.

  • گام 3 -- مقایسه نتایج با اهداف و استانداردها
    • نیاز به اقدام نشان دهنده تفاوت بین عملکرد مورد نظر و عملکرد واقعی است
    • روش هاي مقایسه :
      • مقایسه تاریخی
      • مقایسه نسبی
      • مقایسه مهندسی
 
  • مرحله 4 – انجام اقدام اصلاحی
    • اقدام زمانی انجام مي شود که اختلاف موجود بین عملکرد واقعی واستاندارد قابل لمس باشد.
    • مدیریت بر مبناي استثنا
      • توجه به شرایط نمایش بزرگترین نیاز به اقدام.
    • انواع استثنا
      • وضعیت وجود مشکل
      • وضعیت وجود فرصت
 
سيستم ها و تكنيك هاي متداول كنترل چه هستند ؟
 
  • سیستم های نظم و انضباط کارمند
    • انضباط عمل تاثير بر رفتار از طریق مجازات است.
    • نظم و انضباطي كه به طور منصفانه ، مداوم  و سیستماتیک  اعمال شود امكان کنترل مفيد را فراهم می کند.
    • برای موثر بودن ، مجازات هاي انضباطي بايد:
      • فوری باشد
      • نسبت به اعمال هدایت شود ، نه به شخصیت
      • به طور مداوم استفاده شود.
      • آموزنده باشد.
      • در یک محیط حمایتی رخ دهد
      • قوانین واقع بینانه را پشتیبانی نمايد
 
  • جنبه های مهم مالی عملکرد سازمان
    • نقدینگی
      • توانایی برای تولید پول نقد برای پرداخت صورتحساب.
    • قدرت نفوذ
      • کسب توانایی های بیشتر در بازده نسبت به هزینه بدهی.
    • مدیریت دارایی
      • توانایی استفاده از منابع کارآمد و راه اندازی با حداقل هزینه.
      • سودآوری

¡تحليل نقطه سربه سر
¡تعیین نقطه ای که در آن درآمد فروش برای پوشش هزینه كافي است.
lنقطه سر به سر=
هزينه هاي ثابت/ (قيمت–هزينه هاي متغير)
¡مورد استفاده در ارزیابی :
lمحصولات جدید
lطرح های جدید برنامه

 

¡کنترل خرید
lابزار بهره وری
lروندهای موجود در کنترل خرید
¡اهرم قدرت خرید
¡متعهد شدن به تعداد کمی از تامین کنندگان
¡همکاری با یکدیگر به صورت مشاركت تامین كننده - خریدار

 

¡کنترل موجودی
¡هدف این است که اطمینان حاصل شود که موجودی انبارفقط به اندازه ميزان لازمي است كه كارايي سيستم حفظ شده و هزینه ها به حداقل برسد.
¡روش های کنترل موجودی :
¡مقدار سفارش اقتصادی
¡برنامه ریزی Just-in-time

 

¡کنترل کیفیت آماری
¡کنترل کیفیت  عبارت است از: چک کردن فرآیندها ، مواد ، محصولات و خدمات به منظور حصول اطمینان ازاينكه آنها با استاندارد هاي بالا مطابقت دارند.
¡کنترل کیفیت آماری شامل :
¡گرفتن نمونه از کار.
¡اندازه گیری پارامتر هاي كيفي در نمونه.
¡تعیین مقبولیت نتایج.

6 سیگما

 

شش‌سيگما چيست ؟

سيگما يكي از حروف الفباي يوناني و در علم آمار از شاخصهاي مهم پراكندگي به نام انحراف معيار و در واقع مقياسي براي سنجش انحراف است ؛ سيگما بيانگر آن است كه يك فرايند چه اندازه از حالت مطلوب خود منحرف شده است ، لذا در واقع استعاره‌ايست براي دقت فوق‌العاده در كاهش هزينه‌هاي كيفيت . استعاره‌اي كه اهميت محاسبات دقيق در فرايند توليد و ارايه خدمات را مورد تاكيد قرار مي‌دهد . شش‌سيگما يعني رسيدن به سطحي از كيفيت توليدات و ارايه خدمات كه خطاي فرايندهاي كاري به ميزان 3.4 در يك ميليون موقعيت كاهش يابد ؛ اين در حاليست كه سطح كيفي سه‌سيگما كه طي دهه‌هاي گذشته مورد قبول بود ، اكنون به دلايل مختلف از جمله افزايش پيچيدگي و حساسيت تكنولوژي و نيز بالا رفتن انتظارات مشتريان ، سطحي قابل قبول به شمار نمي‌آيد . 6 سيگما يك‌ روش ‌شناسي‌ جامع‌ بهبود اثربخش‌ سازماني‌ است‌ كه‌ در درون‌ خود از ساختار، برنامه‌ و ابزارهاي‌ توانمند مديريت‌ كيفيت‌ برخوردار است.

 

شش‌سيگما يك استراتژي تحول سازماني است ؛ استراتژي تحولي شش‌سيگما ، سيستمي ‌است كه موجب توسعه و گسترش متدهاي مديريتي ، آماري و نهايتا حل مشكلات شده و به كمپاني امكان جهش و تحول را مي‌دهد . احراز كيفيت برتر و افزايش قابليت اعتماد در محصولات توليدشده و مونتاژشده نيازمند چارچوبي است كه به قابليتهاي سازمان در زمينه‌هاي مديريت ، كاربرد اطلاعات و تكنولوژي ، يكپارچگي ببخشد ؛ براي استفاده از اطلاعات ، وجود يك سري ابزارهاي آماري كه بتوان بوسيله آنها عملكرد فرايندها و توليدات را بهينه نمود ، بسيار ضروري است . در دنياي رقابتي امروز ، كيفيت خوب يك ويژگي تجملاتي نيست بلكه از ديدگاه توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان يك نياز بنيادي است .  

صرفنظر از تعريفهاي متعدد كيفيت ، يك سري ويژگيهاي مشترك جهاني براي آن درنظر گرفته شده است كه عبارتند از : عملكرد دقيق ، حداقل تغيير و كمترين هزينه .

دانشمندان و مهندسيني كه به طور عمومي و كلي با مسائل برخورد مي‌كنند علاقمند به مورد اول ، آمارگران متمايل به مورد دوم و مديران تجاري دوستار مورد سوم مي‌باشند ؛ بديهيست فرايند و يا محصولي موفق است كه برخوردار از همه موارد فوق باشد .

شش‌سيگما فلسفه بهبود مستمر است و به سمت عالي شدن در همه كارها پيش مي‌رود . شش‌سيگما سيستمي ‌است كه تعيين مي‌كند كجا قرار گرفته‌ايم ، دوست داريم كجا باشيم ، چگونه به آن مقصد خواهيم رسيد و چگونه در طول راه پيشرفت خواهيم ‌نمود .

شش‌سيگما ابزاريست كه براي ميزان‌سازي دقيق ماشين فرايند بكار مي‌رود و اينكار را از طريق مشتري‌مداري ، بهبود مستمر و درگير كردن و مشاركت همه اعضا در داخل و خارج سازمان انجام مي‌دهد .

در مبحث شش‌سيگما ، سه حوزه اصلي وجود دارد : حوزه اول فلسفه است كه طريقه حركت ، چشم‌انداز و جهت حركت سازمان را تعيين مي‌كند . حوزه دوم مقياس است كه به سازمان اين امكان را مي‌دهد تا به طور دقيق نحوه عملكرد فرايندها را مشخص كند . حوزه سوم نيز روش‌شناسي است . روش‌شناسي يك فرايند سيستماتيك است كه موجب شناسايي ، تبيين ، اندازه‌گيري ، تحليل ، توسعه و استاندارد شدن يك فرايند مي‌شود .

هر چه تعداد شش‌سيگماها بيشتر باشد ميزان خطا كمتر است . هر چه تغييرات كوچكتر باشند هزينه كمتر است . بهترين سازمانها حدود 3 يا 4 سيگما بكار مي‌گيرند كه اين تعداد ، احتمال بروز خطا در يك ميليون واحد را به 6200 عدد مي‌رساند . به طور عملي تعداد خطاها مي‌تواند تا 3.4 واحد در هر يك ميليون واحد كاهش پيدا كند و اين به معناي ميليونها دلار صرفه‌جويي است .

شش‌سيگما يك رويكرد تحولي مديريتي است كه باعث ارتقا و بهبود كيفيت مي‌شود . مسيري روشن در دستيابي به بهبود مستمر و آرماني است که شرکت‌ها را به توليد بهتر ، سريع‌تر ، باکيفيت‌تر و در نهايت با قيمت تمام‌شده‌ کمتر ترغيب ‌مي‌نمايد تا منجر به سودآوري بيشتر گردد .

در برنامه‌هاي شش‌سيگما ، به‌ هر آن‌ چيزي‌ كه‌ با رضايتمندي‌ مشتريان‌ و مطلوبيت‌ مدنظر آنها مغايرت‌ داشته‌باشد ، ضايعات گفته ‌مي‌شود. استراتژي شش‌سيگما دربرگيرنده‌‌ استفاده‌ از ابزارهاي‌ آماري‌ در قالب‌ يك‌ روش‌ ساخت‌يافته‌ است‌ تا با دست‌يابي‌ به‌ دانش‌ موردنياز در دنياي‌ رقابتي‌ امروز ، توليد محصولات‌ و ارائه‌ خدمات‌ بهتر ، سريعتر و با هزينه‌ كمتر‌ي انجام‌ به انجام رسد . صنايع‌ كشور مي‌بايست‌ هرچه‌ سريعتر آماده‌ ورود به‌ صحنه‌ بازار رقابت‌ جهاني‌ شوند، از چالشهاي‌ اساسي‌ آنها افزايش‌ كيفيت‌ و كاهش‌ هزينه‌هاست. ‌براي‌ يك‌ سازمان‌ خطاي‌ بيشتر به‌ منزله‌ هزينه‌ بيشتر و كيفيت‌ پايين‌تر و درنتيجه‌ كاهش‌ ميزان‌ ارزش‌ ايجاد شده‌ براي‌ مشتريان‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ از دست‌ دادن‌ سطح‌ رقابت‌پذيري‌ و سهم‌ بازار خواهدبود.

 

شش‌سيگما رويكردي نظام‌يافته‌ و پويا براي‌ هدايت‌ اطلاعات و يك ‌متدولوژي‌ براي‌ حذف‌ ضايعات است ؛ با اين‌ هدف‌ كه شش‌سيگما در فاصله‌‌ مابين‌ حدود مشخصه‌ پاييني ‌و بالايي از مقدار هدف‌ قرار گيرد . برنامه‌هاي شش‌سيگما براي‌ هر فرايندي ‌، از ساخت‌ و توليد گرفته‌ تا هر فرايند اجرايي‌ و نيز براي ‌سرويس‌هاي‌ خدماتي‌ استفاده ‌مي‌شود ‌. ‌اين‌ ضرورت‌ امروز محور اصلي‌ تمركز انديشه‌ها، نظريه‌ها، خدمات‌ تحقيقاتي‌ و مشاوره‌اي‌ در حوزه‌ بهبود و تحول‌ سازماني‌ در كشورهاي‌ صنعتي‌ شده‌ است‌ و تاجايي‌ پيش‌ رفته‌ كه‌ در حجم‌ و سطح‌ ملي‌ به‌ آن‌ انديشيده‌ مي‌شود.

شش‌سيگما يك استاندارد جهاني است كه علاوه بر تامين نياز مشتريان باعث توسعه و پيشرفت كاركنان در لايه‌هاي جديد مي‌شود و اين به منزله يك مسئوليت براي نيروهاي انساني است نه فقط يك فرصت . نيروهاي انساني نيازمند افزايش ارزش عملكردهاي خود مي‌باشند كه اين كار را با ايفاي يك نقش كليدي و پياده سازي شش‌سيگما در سازمان خود انجام مي‌دهند .

شش‌سيگما يك متد آماري است كه نيازهاي مشتري را به صورت وظايف جداگانه تعريف كرده و ضمنا يك سري ويژگيهاي بهينه در صورتيكه بين آنها عملكردهاي فيمابين وجود داشته باشد ، برايشان در نظر مي‌گيرد . همانگونه كه از شواهد پيداست ، گامهايي كه براي نيل به اين هدف برداشته مي‌شود تاثير بسيار عميقي بر روي كيفيت محصولات ، عملكرد سرويسهاي مشتريان و پيشرفتهاي حرفه‌اي پرسنل خواهد گذاشت .

شش‌سيگما به دليل تاكيد عميق بر روي تحليلهاي آماري ، مقياسهاي ارزيابي طراحي ، توليد محصول و فعاليتهاي متمركز در حيطه مشتري‌گرايي ، قادر است احتمال بروز خطا در محصولات و سرويسها را به ميزان بي‌سابقه‌اي كاهش دهد ؛ شش‌سيگما حاصل پيوند سيستمهاي اجتماعي و فني است .

به طور ساده مي‌توان گفت كه شش‌سيگما متدي است كه بر اساس داده (data) هدايت مي‌شود و هدف آن دستيابي به كيفيت برتر است . چيزي كه شش‌سيگما را از ساير اصول كيفيت متمايز مي‌كند پيش‌گيري قبل از وقوع اشتباهات است ؛ به طور ويژه مي‌توان گفت شش‌سيگما يك تلاش نظام‌يافته است كه فرايندهاي تكرار‌شونده سازمان را در بخشهاي طراحي محصولات ، عملكرد تامين‌كنندگان ، سرويسهاي خدماتي و ... را از نزديك مورد سنجش قرار مي‌دهد .

 

 

 

تاريخچه شش‌سيگما به چه زماني باز مي‌گردد ؟

نام و ايده آغازين شش‌سيگما به بيل اسميت نسبت داده مي‌شود ؛ وي که در دهه هفتاد و هشتاد ميلادي بعنوان مهندس ارشد کيفيت و قابليت اطمينان در کمپاني موتورولا به فعاليت مشغول بود اکنون پدر شش‌سيگما نام دارد . بيل اسميت با مشاهده افزايش نرخ خطا در نتيجه افزايش پيچيدگي محصولات و اضافه شدن بر تعداد قطعات آنها به ناکارآمد بودن سطح کيفيت سه‌سيگما پي برد و با تلفيق مفاهيم قابليت اطمينان و تکنيک‌هاي مهندسي کيفيت ايده آغازين شش‌سيگما را در حضور مدير عامل موتورولا باب گالوين مطرح نمود ؛ گالوين با تشخيص ژرف‌نگري بيل اسميت او را به بسط تئوري شش‌سيگما ترغيب نمود . فرايندگرايي به مجموعه برنامه شش‌سيگما در پانزده ژانويه 1987 به صورت رسمي توسط باب گالوين در موتورولا معرفي و رسيدن به سطح کيفيت شش‌سيگما به عنوان يک هدف راهبردي پنج‌ساله تعيين گرديد . در سال 1988 نيز ، دانشگاه موتورولا و آکادمي شش‌سيگما به رياست مايکل هري تاسيس گرديدند و در همان سال شرکت موتورولا موفق به دريافت جايزه ملي کيفيت مالکوم بالدريج گرديد . در خلال پياده‌سازي شش‌سيگما در موتورولا مايکل هري دريافت كه رسيدن به سطح شش‌سيگما تنها با بکارگيري تکنيک‌هايي نظير طراحي نيرومند و طراحي براي شش‌سيگما امکان‌پذير است . ‌آنچه‌ كمپاني‌ موتورولا بدان‌ پرداخت‌ را مي‌توان‌ يك‌ نوع‌ مهندسي‌ مجدد در مديريت‌ كيفيت‌ جامع‌ دانست‌ كه‌ نهايتا به‌ طرح‌ روش‌شناسي‌ شش‌سيگما منجر گرديد . ضرورتي‌ كه‌ اين‌ كمپاني‌ را به‌ سمت‌ روش‌ جديد كشانيد اين‌ بود كه‌ در فضاي‌ پيچيده‌ و بسيار رقابتي‌ كسب‌وكار ديگر نمي‌توان‌ صرفا با تفكر خطاي‌ صفر و برخي‌ راهكارهاي‌ عملياتي‌ به‌ موفقيت‌ رسيد ؛ ‌قواعد جديد بازي‌ حكم‌ مي‌كند كه‌ سازمان‌ هدف‌گيري‌ مشخص‌ و دقيقي‌ براي‌ كاهش‌ خطا با ابزارهايي‌ داشته‌ باشد كه‌ طبق‌ برنامه‌ و ساختار ، حصول‌ هدف‌ را تضمين‌ مي‌كنند و نتيجه‌ اثربخش‌ اين‌ رويكرد به‌ صورت‌ مستقيم‌ و قابل‌ اندازه‌گيري‌ به‌ ارتقا سطح‌ سازمان‌ در فضاي‌ رقابتي‌ بينجامد .

در كنار اين ، عميق شدن در تعاليم بنيادين شش‌سيگما بهره‌گيري اين روش از تلفيق نظريات مديريتي دمينگ و جوران و تکنيکهاي آماري شوهارت را نيز بوضوح آشکار مي‌نمايد  .

 

رويكرد شش‌سيگما به چه سمتي گام برمي‌دارد ؟

شش‌سيگما يك‌ روش‌شناسي جامع‌ بهبود اثربخش‌ سازماني‌ است‌ كه‌ در درون‌ خود از ساختار ، برنامه‌ و ابزارهاي‌ توانمند مديريت‌ كيفيت‌ برخوردار است . رويكرد شش‌سيگما كاهش‌ مشخص‌ كليه‌ خطاهاي‌ سازمان‌ و رسيدن‌ به‌ سطح‌ شش‌سيگما در خطاست . در اين‌ رابطه‌ لازم است به‌ نكات‌ ذيل‌ اشاره‌ نمود :

1- شش‌سيگما در واقع‌ معرف‌ روش‌شناسي‌ سيگماهاست . اين‌ به‌ آن‌ معناست‌ كه‌ شش‌سيگما يك‌ هدف‌ مشخص‌ است‌ كه‌ بايستي‌ از مراحل‌ و سطوح‌ قبلي‌ سيگماها بگذرد . براي‌ سازماني‌ كه‌ رويكرد فوق‌ را دنبال‌ مي‌كند ابتدا ورود به‌ حوزه‌ سيگماها و تعيين‌ وضعيت‌ موجود و سپس‌ طي‌ مراحل‌ بهبود تا رسيدن‌ نهايي‌ به‌ سطح 3.4 خطا در ميليون‌ فرصت برنامه‌ريزي‌ مي‌گردد . به‌طورمثال ،‌هرگاه‌ سازماني‌ به‌ سطح‌6 d برسد اين‌ به‌ آن‌ معني‌ است‌ كه‌ حدود يعني‌ 99966/99 درصد از فرصتها خطا نبوده‌اند. اگر تعداد غلط‌ املايي‌ را مبناي‌ مقايسه‌ قرار دهيم‌ سطح‌1 d معادل‌ 170 غلط‌ املايي‌ در هر صفحه‌ از يك‌ كتاب‌ خواهدبود درحالي‌ كه‌6 d معادل‌ حدود 1 غلط‌ املايي‌ در تمامي‌ كتابهاي‌ يك‌ كتابخانه‌ است. شركت موتورولا زمانيكه‌ در سطح ‌6200 خطا در ميليون‌ فرصت قرار داشت‌ برنامه‌هاي‌ خود را براي‌ رسيدن‌ به‌ سطح‌ شش‌سيگما تدوين‌ نمود .

2- منظور از كاهش‌ خطا در سازمان‌ كاهش‌ خطا در فرايندها است. در واقع‌ محور بررسي‌ و تحليلها در شش‌سيگما فرايند است‌ و نه‌ افراد . بنابر نگرش‌ نوين‌ مديريت‌ كيفيت‌ ، سازمان‌ مجموعه‌اي‌ از فرايندهاييست‌ كه‌ هدف‌ آنها ايجاد ارزش براي‌ مشتري‌ مي‌باشد . تمركز سازمان‌ براي‌ كشاندن‌ سطح‌ خطاي‌ كل‌ به‌ سطح‌ شش‌سيگما با تمركز بر فرايندها آغاز مي‌گردد ، لذا تدوين‌ فرايندهاي‌ واقعي‌ اصلي‌ از اهميت‌ ويژه‌ برخوردار است .

3- رويكرد شش‌سيگما براي‌ شناسايي‌ و حذف‌ خطا در فرايندها در چرخه ‌DMAIC صورت‌ مي‌گيرد . ‌فرايند تعريف‌ تا كاهش‌ خطا در شش سيگما در چرخه ‌DMAIC شكل‌ مي‌گيرد . اين‌ چرخه‌ را مي‌توان‌ چرخه‌ بهبود اثربخش در شش‌سيگما دانست ؛ از لحاظ‌ مفهومي‌ مي‌توان‌ اين‌ چرخه‌ را با چرخه‌هاي‌ بهبود (Plan.Do.Check.Act:Shewhart)PDCA و   (PlanStudy.Do.Act:Deming)PSDA  هم‌جهت‌ دانست‌ اما در DMAIC يك‌ چرخه‌ كاهش‌ خطاي‌ بسيار عملياتي‌ و مبتني‌ بر پايش‌ دقيق‌ اجرا مي‌گردد . چرخه ‌DMAIC به‌ ترتيب‌ از حرف‌ اول‌ واژگان‌ Define (تعريف) ، Measure (اندازه‌گيري) ، Analyze  (تحليل) ، Improve (بهبود) و Control (كنترل)‌ تشكيل‌ شده‌ است .

 

1- تعريف : تيم شش‌سيگماي سازمان پروژه‌اي مناسب را بر اساس شركت ، نيازهاي مشتريان و بازخورد تعريف مي‌كند . ‌زاويه‌ نگرش‌ 6سيگما براي‌ تعريف‌ خطا از سمت‌ مشتري‌ به‌ سوي‌ داخل‌ سازمان‌ است‌ .

 

‌ ‌فنون‌ عمده‌اي‌ كه‌ براي‌ تعريف‌ خطا مورداستفاده‌ قرار مي‌گيرند عبارتند از:

   منشور پروژه‌ (PROJECT CHARTER)

    تجزيه‌وتحليل‌ (STAKEHOLDER ANALYSIS) - ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ذينفعان‌

      SIPOC-

      ROLLED THROUGHPUT YIELD-

     صداي‌ مشتري (VOICE OF THE CUSTOMER)-

CRITICAL-TO-QUALLITY- مسير كيفيت‌ بحراني‌CTQ)TREE )

2- اندازه‌گيري : شناسايي فرايندهاي كليدي درون سازماني تاثير‌گذار بر ويژگيهاي كليدي كيفيت و ارزيابي ميزان خطاهاي مرتبط با هر فرايند در اين مرحله انجام مي گيرد . ‌اندازه‌گيري‌ به‌ شكل‌گيري‌ و تشخيص‌ جريان‌ اطلاعات‌ در فرايند منجر مي‌گردد و مي‌تواند سطح‌ خطاها و روند و در يك‌ سطح‌ بالاتر اولويت‌ آنها رامشخص‌ كند.

3- تجزيه‌وتحليل : تيم شش سيگما‌ درفاز ‌تحليل‌ با استفاده‌ از اطلاعات‌ قسمت‌ قبل‌ به‌ ريشه‌يابي‌ عوامل‌ بروز خطا در فرايند خواهدپرداخت. يكي‌ از خطاهاي‌ رايج‌ در سازمانها، عدم‌ تشخيص‌ عوامل‌ و ريشه‌هاي‌ اصلي‌ خطاهاست.

در اين مرحله تيم ، علل وقوع خطاها و نواقص را در اين مرحله بررسي مي‌كند و سپس به شناسايي تغييرات كليدي مي‌پردازد .

4- بهبود : در اين مرحله تغييرات كليدي و اثرات آن بر ويژگيهاي اصلي كيفيت به ارزش عددي تبديل مي‌شود ؛ همچنين تيم شش سيگما حداكثر طيف قابل قبول تغييرات كليدي را تعيين مي‌كند و در عين حال نظامي را براي سنجش انحرافات و تغييرات كليدي طراحي مي‌نمايد .

6- كنترل : تدوين سازوكارهاي نظارتي كه پايداري تغييرات كليدي در طيفي قابل قبول را تضمين نمايد از طريق استقرار نظام سنجش ، در اين مرحله موردتوجه قرار مي‌گيرد .

در تشريح اين چرخه بايد گفت كه هرگونه‌ كاهش‌ خطايي‌ از تعريف (Define) صحيح‌ آغاز مي‌گردد . ‌اندازه‌گيري‌ در روش‌شناسي‌ چرخه ‌DMAIC پس‌ از موضوع‌ تعريف ، تاكيد شش‌سيگما را براي‌ تبيين‌ وضعيت‌ موجود در راستاي‌ تغيير (بهبود) آن‌ نشان‌ مي‌دهد . اندازه‌گيري‌ به‌ شكل‌گيري‌ و تشخيص‌ جريان‌ اطلاعات‌ در فرايند منجر مي‌گردد و مي‌تواند سطح‌ خطاها و روند و در يك‌ سطح‌ بالاتر ، اولويت‌ آنها را مشخص‌ كند . ‌تحليل‌ با استفاده‌ از اطلاعات‌ قسمت‌ قبل‌ به‌ ريشه‌يابي‌ عوامل‌ بروز خطا در فرايند خواهد پرداخت ؛ يكي‌ از خطاهاي‌ رايج‌ در سازمانها ، عدم‌ تشخيص‌ عوامل‌ و ريشه‌هاي‌ اصلي‌ خطاهاست . بهبود مرحله‌اي‌ است كه‌ در آن‌ پاسخهاي‌ لازم‌ به‌ سوالهاي‌ مطرح‌ شده‌ در مراحل‌ قبل‌ ، شكل‌ مي‌گيرد . كاهش‌ خطا به‌ سمت‌ اهداف‌ تدوين‌ شده‌ سنجش‌ نتايج‌ اوليه‌ پس‌ از اعمال‌ روشهاي‌ بهبود مربوط‌ به‌ اين‌ مرحله‌ خواهد بود . ‌كنترل‌ را مي‌توان‌ مرحله‌اي‌ در تداوم‌ و تثبيت‌ بهبود دانست . در مرحله‌ قبل‌ سنجش‌ كامل‌ عملكرد در ابتدا و انتهاي‌ مرحله‌ صورت‌ مي‌گيرد ؛ مرحله‌ كنترل‌ را مي‌توان‌ ادامه‌ مرحله‌ بهبود تا حصول‌ اطمينان‌ از اثربخشي‌ آن‌ براي‌ ورود به‌ چرخه‌ بعدي‌ دانست . در مرحله‌ كنترل‌ ، مستندات‌ جديدي‌ از نتايج‌ ايجادشده‌ و يادگيريهاي ‌مراحل‌ قبل‌ در حافظه‌ سازماني‌ براي‌ عمليات‌ بعدي‌ جاگذاري‌ خواهد شد .

‌اين مراحل‌ پنجگانه‌ با كمك‌ ابزار و فنون‌ متناسب‌ صورت‌ مي‌گيرد . آنچه‌ كه‌ قابليت‌ كليدي‌ شش‌سيگما در چرخه‌ DMAIC نسبت‌ به‌ رويكردهاي‌ كلاسيك‌ بهبود است‌ را مي‌توان‌ به‌ صورت‌ زير خلاصه‌ كرد :

1- روش‌شناسي‌ اثربخش‌ شش‌سيگما در چرخش‌ حلقه ‌DMAIC  به‌گونه‌اي‌ عمل‌ مي‌كند كه‌ حصول‌ نتايج‌ مشخص‌ و اندازه‌گيري‌ شدة‌ ارتقا سطح‌ سيگماي‌ فرايند ، از قابليت‌ اطمينان‌ بسيار بالايي‌ برخوردار باشد . اين‌ عملكرد در مديريت‌ كيفيت‌ كلاسيك‌ در تاكيد بر مفاهيم‌ كيفي‌ كمي‌‌شده‌ و عمدتا در فعاليتها و نه‌ نتايج‌ نسبت‌ به‌ شش‌سيگما كمرنگ‌ است .

2- ابزار و فنون‌ در شش‌سيگما عمدتا همان‌ فنون‌ مديريت‌ كيفيت‌ هستند با اين‌ تفاوت‌ كه‌ بهره‌گيري‌ آنها در قالب‌ يك‌ رويكرد وحدت‌يافته‌ به‌ سينرژي‌ لازم‌ منجر مي‌گردد .

3- كثرت‌ ابزار و فنون‌ در شش‌سيگما به‌ تكثر در برنامه‌هاي‌ بهبود و در نتيجه‌ عدم‌ حصول‌ نتايج‌ نهايي‌ قابل‌ قبول‌ منجر نمي‌گردد . موضوعي‌ كه‌ بسياري‌ از سازمانهاي با رويكردهاي‌ ديگر ، درگير آن‌ هستند .

 

چه عناصري در برنامه‌هاي شش‌سيگما حضور خواهند داشت ؟

‌اگرچه‌ بسياري‌ از افراد سازمان‌ به‌‌نوعي‌ با اين‌ موضوع‌ مواجه‌ خواهند گرديد اما پروژه‌هاي‌ شش‌سيگما از افراد انتخابي‌ استفاده‌ مي‌كند . بسط‌ افراد درگير در برنامه‌هاي‌ بهبود الزاما‌ نتايج‌ مثبتي‌ را به‌ همراه‌ نخواهد داشت . نتايج‌ استقرار شش‌سيگما در سازمانها ، شش‌ گروه‌ از افراد را براي‌ درك ، آموزش ، استقرار و نتيجه‌گيري‌ پيشنهاد مي‌كند . مستندات‌ جديد علمي‌ موجود در زمينه‌ شش‌سيگما بر روي‌ اين‌ ساختار به‌ صورت‌ كلي‌ اتفاق‌نظر دارند ؛ اين‌ شش‌ گروه‌ عبارتند از :

1-   مديران ارشد (Executives) : مدير يا مديران‌ ارشدي‌ كه‌ نيروي‌ رويكرد به‌ شش‌سيگما را در سازمان‌ جاري‌ مي‌كنند و نسبت‌ به‌ اجراي‌ آن‌ متعهد و پاسخگو هستند .

2-    قهرمانان (Champions) : افرادي‌ كه‌ وظيفه‌ تهييج‌ و معرفي‌ فلسفي‌-فرهنگي‌ شش‌سيگما را بر عهده‌ دارند و راهبران‌ فكري‌ و روحي‌ ايجاد و بسط‌ اين‌ روش‌شناسي‌ هستند.

3-   استادان‌ كمربند مشكي‌ (Master Black Belts) : افرادي‌ كه‌ پروژه‌هاي‌ جامع‌ شش‌سيگما را مديريت‌ و هدايت‌ مي‌كنند .

4-   كمربند مشكي‌ها (Black Belts) : افرادي‌ كه‌ مديريت‌ اجراي‌ پروژه‌هاي‌ شش‌سيگما را به‌ عهده‌ داشته‌ و برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ معرفي‌ رويكرد و ابزارهاي‌ آن‌ را تدوين‌ و اجرا مي‌كنند .

5-   كمربند سبزها  (Green Belts): افرادي‌ كه‌ هدايت‌ اجزاء پروژه‌هاي‌ شش‌سيگما و استفاده‌ از ابزارهاي‌ اصلي‌ بهبود بر‌ عهده‌ آنهاست .

6-   تيم‌ اجرايي  (Team Members): افرادي‌ كه‌ برنامه‌هاي‌ مشخص‌ تعريف‌‌شده‌ بهبود را به‌ صورت‌ عملياتي‌ اجرا يا نظارت‌ بر اجرا مي‌كنند .

‌تقسيم‌بندي‌ فوق‌ يك‌ ايده‌ و الگوي‌ كلي‌ است‌ كه‌ نشان‌ مي‌دهد شش‌ گروه‌ مشخص‌ از افراد در يك‌ طيف‌ پيوسته‌ جنبه‌هاي‌ مختلف‌ شش‌سيگما را مورد توجه‌ قرار مي‌دهند .

نقش قهرمانان هدايت استراتژي كسب‌وكار ، حمايت و راهنمايي است . وظيفه كمربند مشكي‌ها پياده‌سازي ، هدايت و نتيجه‌گيري از پروژه تيمهاي شش‌سيگما است . نقش كمربند سبزها هم اين است كه با بكارگيري مهارتهاي فني خود در شش‌سيگما در مورد موضوعات روز درون سازماني با تيم همكاري كنند و اين فرصتي براي بهبود است .

جلسات تعاملي ، در طول چندين هفته برگزار مي شود . كمربند سبزها كساني هستند كه جلسه را با موفقيت گذرانده و براي بكارگيري ابزارهاي بهبود و توسعه آموزش ديده‌اند . پس از سپري شدن نخستين هفته ، پروژه‌ها انتخاب شده و آموزش‌ديدگان موظف به بكارگيري و اجراي مباحثي مي‌شوند كه در طول دوره آموخته‌اند . پس از پايان هر برنامه نيز نتايجي را كه از اين جلسات گرفته‌اند را ارائه مي‌دهند ؛ كسانيكه اين جلسات را با موفقيت پشت‌سر گذاشته و پروژه‌ها را به‌درستي اجرا ‌كنند ، گواهينامه كمربند مشكي دريافت مي‌كنند . اين افراد مسئول اجراي شش‌سيگما در واحد كسب‌وكار خود شده و تيمهاي مذكور را هدايت و رهبري مي‌كنند و علاوه بر آن مديران را نيز در جهت اولويت دادن به امور ، برنامه‌ريزي و اجراي پروژه‌ها ، حمايت و هدايت مي‌نمايند . از ديگر وظايف اين گروه بكارگيري ، آموزش و توزيع ابزارها و متدهاي لازم براي كمربند سبزها و اعضاي تيم مي‌باشد . تنها تعدادي از اين افراد به سومين سطح كه بالاترين لايه نيز مي‌باشد راه پيدا كرده و اصطلاحا استاد كمربند مشكي مي‌شوند ؛ البته قبل از دريافت گواهينامه مذكور موظف به هدايت چندين تيم و پروژه مي‌گردند . استادان كمربند مشكي‌ها در واقع كارشناس اجراي شش‌سيگما و تئوري آن مي باشند و بايد فرايندها را آموزش دهند ؛ اين افراد متخصصين كيفيت در روش‌شناسي و بكارگيري ابزار بهبود در همه سطوح سازمان مي‌باشند ؛ ضمنا فرايند يكپارچه‌سازي شش‌سيگما با استراتژي كسب‌وكار سازمان و برنامه‌هاي عملياتي آن را نيز رهبري مي‌كنند.

 

شش‌سيگما در ايران ؛ ضرورت يا انتخاب ؟

‌رويكرد به‌ شش‌سيگما براي‌ كليه‌ سازمانها (كوچك‌ يا بزرگ‌ - توليدي‌ يا خدماتي‌ - دولتي‌ يا خصوصي) و مخصوصا صنايع‌ بزرگ‌ يك‌ ضرورت‌ تام‌ است‌ و نه‌ يك‌ انتخاب .

اين‌ موضوع‌ را سازمانهاي‌ متعدد كوچك‌ و بزرگ‌ دنيا كه‌ طي‌ دو دهه‌ گذشته‌ به‌ سمت‌ اين‌ رويكرد روي‌ آورده‌اند عنوان‌ مي‌كنند . George Eckes در كتاب‌ انقلاب‌ شش‌سيگما به‌ روش‌ و دستاوردهاي‌ چند پيشگام‌ اين‌ موضوع ، خصوصا انقلابي‌ كه‌ وي‌ با استفاده‌ از روش‌ شش‌سيگما در خود بوجود آورده اشاره‌ مي‌كند . EOQ و ASQ كه‌ به‌ ترتيب‌ نهاد و سازمانهاي‌ بسيار معتبر و جهاني‌ كيفيت‌ اروپا و آمريكا هستند شش‌سيگما را محور فعاليتهاي‌ خود و اعضا (عمده‌ كشورهاي‌ آمريكايي‌ و اروپايي) قرار داده‌اند . آنها به‌ بسط‌ مفهوم‌ شش‌سيگما در مقياس‌ ملي‌ مي‌انديشند و درهمين‌ راستا كشور ايرلند را به‌عنوان‌ رهبر‌ ملي‌ اين‌ موضوع‌ برگزيده‌اند .

‌مفاهيم‌ و فلسفه‌ دروني‌ شش‌سيگما از يك‌ سو و بسامد بالاي‌ رويكرد سازمانها در دنيا مخصوصا‌ طي‌ پنج سال‌ گذشته‌ به‌ اين‌ موضوع‌ از سوي‌ ديگر ، دلايل‌ محكمي‌ هستند كه‌ سازمانهاي‌ هوشمند داخلي‌ مخصوصا صنايع‌ بزرگ‌ كشور را به‌ بازبيني‌ برنامه‌هاي‌ بهبود خود و هماهنگ‌سازي‌ آنان با اين‌ روش‌شناسي‌ فرا خواهد خواند و صد البته‌ زمان‌ عاملي‌ حياتي‌ براي‌ ماندگاري‌ سازمان‌ خواهد بود .

 ‌صنايع‌ كشور دوران‌ گذار خاصي‌ را پشت‌ سر مي‌گذارند ؛ آنها مي‌بايست‌ هرچه‌ سريعتر آماده‌ ورود به‌ صحنه‌ بازار رقابت‌ جهاني‌ بشوند . از چالشهاي‌ اساسي‌ آنها افزايش‌ كيفيت‌ و كاهش‌ هزينه‌ مي‌باشد .

‌اين‌ صنايع‌ اگرچه‌ برنامه‌ها و تمهيدات‌ گوناگوني‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ شاخصهاي‌ جهاني‌ در كيفيت‌ و قيمت‌ در دستور كار خود دارند اما براي‌ حصول‌ حداقل‌ شرايط ، لازم‌ است‌ تا شتاب‌ تغييرات‌ و بهبود شاخصهاي‌ ارزش‌افزا در رقابت‌ جهاني‌ ، بسيار بيشتر از سطح‌ موجود باشد .

حال‌ سوال‌ اساسي‌ اين‌ است‌ كه‌ آيا روشهاي‌ بهبود موجود مي‌تواند رويكرد قابل‌ قبول‌ و موفقي‌ براي‌ ورود به‌ صحنه‌ رقابتي‌ داشته‌ باشد ؟ مطمئنا پاسخ‌ مثبت‌ نخواهدبود .

دستيابي‌ به‌ سطح‌ شش‌سيگما در برخي‌ از صنايع‌ كوچك‌ و بزرگ‌ و برنامه‌ريزي‌ براي‌ رسيدن‌ در كوتاه‌مدت‌ به‌ اين‌ سطح‌ در گروهي‌ ديگر ، استراتژي‌ اصلي‌ بهبود در كسب‌وكار صنايع‌ دنيا طي‌ يك‌ دهه‌ گذشته‌ بوده‌ است . اين‌ صنايع‌ سرمايه‌گذاري‌ وسيع‌ ذهني‌ و عملياتي‌ در راستاي‌ اين‌ استراتژي‌ انجام‌ داده‌اند و آنگونه‌ كه‌ آمار و نتايج‌ كمي‌ نشان‌ مي‌دهد بهره‌وري‌ بالايي‌ از اين‌ سرمايه‌گذاريها حاصل‌شده‌است . به‌ اعتقاد نظريه‌پردازان‌ مديريت : امروزه‌ اين‌ استانداردهاي‌ كيفي‌ صنعت‌ نيست‌ كه‌ تعيين‌كننده‌ بقا و تعالي‌ صنايع‌ است‌ بلكه‌ پيش‌ از هرچه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ بايد انديشيد كه‌ آيا به‌ سطح‌ خطاي‌ شش‌سيگما رسيده‌ايم ؟! همه‌ صحبتها و اظهارنظرها در قرن‌ جديد از سطح شش‌سيگما آغاز خواهد شد آن‌گونه‌ كه‌ در اواخر قرن‌ گذشته‌ همه‌ صحبتها به‌ شش‌سيگما ختم‌ مي‌گرديد .

يكي‌ ديگر از دلايل‌ تاكيد بر رويكرد به‌ شش‌سيگما در صنايع‌ بزرگ‌ و هوشمند (به‌غير از ضرورت‌ تام‌ آن) اين‌ است‌ كه‌ اولا از ديد ملي‌ ، صنعت‌ نقش‌ بسيار مهمي‌ در اقتصاد كشور ايفا مي‌كند و لذا يك‌ نگاه‌ استراتژيك‌ ضرورت‌ تحول‌ در اين‌ صنعت‌ را مورد تاكيد مضاعف‌ قرار خواهد داد ، ثانيا اين‌ صنايع‌ پيش‌نياز و بستر لازم‌ براي‌ برگزيدن‌ روش‌شناسي‌ شش‌سيگما را دارد . برخي‌ از زمينه‌هاي‌ موجود كه‌ رويكرد صنايع‌ آگاه‌ به‌ سمت‌ شش‌سيگما را هموار مي‌سازد عبارتند از :

1- تجربيات‌ مفيد در استفاده‌ از فنون‌ بهبود و كيفيت‌ و فرايند مانند : كنسول‌ آماري‌ فرايندها (SPC)  ، گسترش‌ توابع‌ كيفيت‌ (QFD) ، تجزيه‌وتحليل‌ عوامل‌ شكست (FMEA) و طراحي‌ آزمايشهاي‌ خطا (DOE) .

2- وجود ظرفيتهاي‌ يادگيري‌ سازماني‌ خصوصا در سطوح‌ كارشناسي‌ و مديريتي .

3- سطح‌ بالاي‌ بينش‌ و انديشه‌ مديريتي‌ براي‌ رويكرد و حمايت‌ از طرحهاي‌ تحول‌زا .

4- سطح‌ مناسب‌ تكنولوژي .

5- وجود برخي‌ ابزارهاي‌ پايش‌ عملكرد و فرايند .

نقطه‌ شروع‌ اساسي‌ براي‌ به‌ ورود چرخه‌ جهاني‌ بهبود شش‌سيگما از آموزش‌ آغاز مي‌گردد . آموزش‌ اگرچه‌ در اينجا (شش‌سيگما) ويژگيهاي‌ عام‌ و تخصصي‌ خود را داراست‌ اما بسيار متفاوت‌ با آموزشهاي‌ رايج‌ در مديريت‌ كيفيت‌ كلاسيك‌ است ؛ نگاه‌ شش‌سيگما به‌ آموزش‌ بسيار نتيجه‌گرا ، پروژه‌اي ، فشرده‌ و متمركز بر گروههاي‌ شش‌گانه‌ ساختار معرفي‌ شده‌ است .

‌الگوهاي‌ اثربخشي‌ وجود دارد كه‌ براي‌ هر سازمان‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ كوتاه‌ و ميان‌مدت‌ را تدوين‌ مي‌كند ؛ حركت‌ با آموزشها آغاز مي‌گردد . در خلال‌ آموزشها نحوه‌ طراحي‌ براي‌ شش‌سيگما به‌ سازمان‌ منتقل‌ مي‌شود و سازمان‌ معيارهاي‌ عملي‌ و اجرايي‌ انتخاب‌ پروژه‌هاي‌ شش‌سيگما را درخواهد يافت . آموزشها به‌ معناي‌ شروع‌ استقرار خواهند بود . درخلال‌ آموزشها با تعريف‌ پروژه‌ها ، عملا استقرار شش‌سيگما آغاز مي‌گردد .

‌آنچه‌ گفته‌ شد را مي‌توان‌ شش‌سيگما در يك‌ نگاه‌ دانست ، اما بدون‌ ترديد ادبيات‌ مديريتي‌ ما در آينده‌ نزديك‌ گفتگوهاي‌ مفصلي‌ در اين‌ زمينه‌ را شاهد خواهدبود ، پيش‌ از آن‌ ، جمله‌ زير جاي‌ تعمقي‌ فراوان‌ براي‌ مديران‌ انديشمند امروز كشور ما برجاي مي‌گذارد : براي‌ اينكه‌ بدانيم‌ شش‌سيگما چه‌ تاثيري‌ در كسب‌وكارتان‌ خواهد داشت‌ تصور نمائيد كه‌ رقيبتان‌ به‌ اين‌ سطح‌ رسيده‌ باشد و شما نرسيده‌ باشيد ! (جك‌ ولش‌ مديرعامل‌ سابق‌ جنرال‌ الكتريك)

اهداف‌ نهايي‌ 6 سيگما:

اهداف‌ 6 سيگما در سازمان‌ كه‌ بسيار صريح‌ و موردتاكيد است‌ عبارتند از:

 Oافزايش منابع مالي

O كاهش نقائص سرويس دهي

O افزايش‌ سهم‌ بازار

Oبهبود رضايت مشتريان

O كاهش‌ و كنترل ‌ هزينه‌ها؛

O رشد سود نهايي.

 Oكاهش تغييرات فرايند

O رشد فرهنگ

O رشد تحويل اجناس به مشتريان

‌ ‌يكي‌ از دلايل‌ اساسي‌ رويكرد بسياري‌ از صنايع‌ معتبر دنيا ازجمله‌ صنايع‌ بزرگ‌ به‌ 6 سيگما حصول‌ نتايج‌ مشخص‌ و رشديافته‌ در همه زمينه هاي فوق‌ است. به‌ طور مثال‌ در زمينه‌ كاهش‌ هزينه‌ها موارد زير مصاديق‌ بسيار گويايي‌ هستند:

 

1994-1987 MOTOROLA ROI -                     كاهش‌ هزينه‌هاي‌ توليد درحدود 4/1ميليارد دلار

1996-1992 ALLIED SIGNAL ROI -             كاهش‌ هزينه‌ها 2 ميليارد دلار

2000-1995 GENERAL ELECTRIC ROI -     كاهش‌ هزينه‌ها 6/6 ميليارد دلار

LOCKHEED MARTIN-                            ميليون‌ دلار صرفه‌جويي‌ در هزينه‌ها در 40 ‌